مجموعه کامل کتاب دلتورا
پورتال funy4
مجموعه کامل کتاب دلتورا
27 تير 1395 ساعت 14:21 | بازديد : 43 | نويسنده : | ( نظرات )

سلام.این مجموعه قبلاً روی وب موجود بود البته با مزخرفترین لینک ها و عکس ها حالا تمام لینکاش عوض شده.عکساشم بدک نیست.تمام امروز رو وقت برد تا اینو تموم کردم.نمی دونید چه سخته.

پ.ن: تمام لینکا هشت جلد اول عوض شده.رمز ندارن.معذرتتتتتــ.......

دانلود مجموعه اول.در جست و جوی دلتورا(بدون رمز

دانلود جلد اول، جنگل های سکوت: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد دوم، دریاچه اشک: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد سوم، شهر موش ها: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد چهارم، شن های روان: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد پنجم، کوهستان وحشت: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد ششم، هزارتوی هیولا: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد هفتم، دره گمشدگان: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود جلد هشتم، بازگشت به دل: از پیکو فایل از پرشین گیگ

دانلود مجموعه دوم.ُسرزمین سایه های دلتورا؛
دانلود جلد اول، غار وحشت: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود جلد دوم، جزیره توهم: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود جلد سوم، سرزمین سایه ها: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود مجموعه سوم.ُاژدهایان دلتورا؛
دانلود جلد اول، لانه اژدها: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود جلد دوم، دروازه سایه: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود جلد سوم، جزیره مردگان: از پیکو فایل از پرشین گیگ
دانلود جلد چهارم، خواهر جنوب: از پیکو فایل از پرشین گیگ

خلاصه مجموعه اول،در جست و جوی دلتورا؛

خلاصه جلد اول، جنگل های سکوت:

سرزمین دلتورا از هفت منطقه تشکیل شده.هر منطقه یک گوهر خاص دارد.در زمان های دور پادشاهی این هفت منطقه را متحد کرده و با جمع آوری هر هفت گوهر کمربندی می سازد.این کمربند فوق العاده قدرتمند است.اما با گذشت سالیان سال پادشاهان هر روز کمربند را کمتر به کمر می بستند.حال با حمله ی ارباب سایه ها و جدا شدن گوهرها قدرت کمربند نیز از بین می رود.حال لیف که پدرش دوست آخرین پادشاه است باید به کمک یکی از دوستانشان به نام باردا به جستجوی گوهر ها رفته و آن ها را یکی یکی پیدا و به کمربند خالی از گوهر دلتورا که نزد پدرش بود اضافه کنند.اما آیا آنها می توانند از سد محافظانی که ارباب سایه ها برای هر گوهر گذاشته است عبور کنند؟

خلاصه جلد دوم، دریاچه اشک:

لیف شانزده ساله می پذیرد وعده ای را به نجام رساند که گدرش قبل از تولد او داده بود.او به جست و جوی بزرگی دست می زند تا هفت گوهر گرانبها کمربند جادویی دلتورا را پیدا کند.کمربند تنها چیزی است که می تواند سرزمینشان را از ظلم اهریمن نجات دهد.ارباب سایه ها چند ماه قبل از تولد او به دلتورا حمله کرده بود.

گوهر ها دزدیده شدند تا راه برای ورود ارباب سایه ها به دلتورا باز کنند.حالا گوهر ها در سرزمین هایی وحشتناک و با محافظانی وحشتناک تر پنهان شده اند.لیف همراه با باردا به راه افتاده.در راه به دختری یتیم و وحشی بر می خورند و با کمک او به اولین گوهر دست پیدا می کنند،یاقوت زرد ،نشانه وفاداری،قدرتی دارد که موجودات زنه را با دنیای مرده ها پیوند می دهد، و نیز نیروهایی دیگر که هنوز به آن پی نبرده اند....

خلاصه جلد سوم، شهر موش ها:

لیف شانزده ساله می پذیرد وعده ای را به نجام رساند که گدرش قبل از تولد او داده بود.او به جست و جوی بزرگی دست می زند تا هفت گوهر گرانبها کمربند جادویی دلتورا را پیدا کند.کمربند تنها چیزی است که می تواند سرزمینشان را از ظلم اهریمن نجات دهد.ارباب سایه ها چند ماه قبل از تولد او به دلتورا حمله کرده بود.

گوهر ها دزدیده شدند تا راه برای ورود ارباب سایه ها به دلتورا باز کنند.حالا گوهر ها در سرزمین هایی وحشتناک و با محافظانی وحشتناک تر پنهان شده اند.لیف همراه با باردا به راه افتاده.در راه به دختری یتیم و وحشی بر می خورند و با کمک او به اولین گوهر دست پیدا می کنند،یاقوت زرد ،نشانه وفاداری،قدرتی دارد که موجودات زنه را با دنیای مرده ها پیوند می دهد و نیز ذهن را هوشیار می کند.در دریاچه اشک، نیز آنها جادوی تاگان،زن جادوگر را باطل می کنند و مردم شهر رالاد و در را از نفرین تاگان آزاد می کنند.همچنین دومین سنگ یعنی یاقوت سرخ را پیدا می کنند.این گوهر نشانه شادی ست و هنگام بروز خطر احتمالی و وقتی بداقبالی صاحبش را تهدید کند کم رنگ می شود.

خلاصه جلد چهارم، شن های روان:

لیف شانزده ساله می پذیرد وعده ای را به نجام رساند که گدرش قبل از تولد او داده بود.او به جست و جوی بزرگی دست می زند تا هفت گوهر گرانبها کمربند جادویی دلتورا را پیدا کند.کمربند تنها چیزی است که می تواند سرزمینشان را از ظلم اهریمن نجات دهد.ارباب سایه ها چند ماه قبل از تولد او به دلتورا حمله کرده بود.

گوهر ها دزدیده شدند تا راه برای ورود ارباب سایه ها به دلتورا باز کنند.حالا گوهر ها در سرزمین هایی وحشتناک و با محافظانی وحشتناک تر پنهان شده اند.لیف همراه با باردا به راه افتاده.در راه به دختری یتیم و وحشی بر می خورند و با کمک او به اولین گوهر دست پیدا می کنند.آنها تا حالا سه گوهر را پیدا کرده اند.یاقوت زرد که نشانه ایمان، یاقوت سرخ نشانه شادی و اوپال، نشانه امید که می تواند بخشی از آینده را نشان بدهد.

همسفراندر طول سفرشان متوجه می شوند که یک گروه مقاموت سری علیه ارباب سایه ها تشکیل شده است.اما خادمان دشمن همه پراکنده اند.برخی مانند نگهبانان خاکستری به آسانی قابل شناسایی اند.اما دیگران حقیقت شیطانی خود را از سایرین پنهان می کنند.

همسفران از شهر موش ها جان سالم به در می برند.اما حالا آنها تمام آذوقه خود را از دست داده اند و در دشت برهوتی که این شهر را احاطه کرده است، سرگردانند.اوپال بخشی کوتاه و وحشتناکی از مقصد بعدی به لیف نشان داده است؛شن های روان.

خلاصه جلد پنجم، کوهستان وحشت:

لیف شانزده ساله می پذیرد وعده ای را به نجام رساند که گدرش قبل از تولد او داده بود.او به جست و جوی بزرگی دست می زند تا هفت گوهر گرانبها کمربند جادویی دلتورا را پیدا کند.کمربند تنها چیزی است که می تواند سرزمینشان را از ظلم اهریمن نجات دهد.ارباب سایه ها چند ماه قبل از تولد او به دلتورا حمله کرده بود.

گوهر ها دزدیده شدند تا راه برای ورود ارباب سایه ها به دلتورا باز کنند.حالا گوهر ها در سرزمین هایی وحشتناک و با محافظانی وحشتناک تر پنهان شده اند.لیف همراه با باردا به راه افتاده.در راه به دختری یتیم و وحشی بر می خورند و با کمک او به اولین گوهر دست پیدا می کنند.آنها تا حالا سه گوهر را پیدا کرده اند.یاقوت زرد که نشانه ایمان، یاقوت سرخ نشانه شادی و اوپال، نشانه امید که می تواند بخشی از آینده را نشان بدهد.

همسفراندر طول سفرشان متوجه می شوند که یک گروه مقاموت سری علیه ارباب سایه ها تشکیل شده است.اما خادمان دشمن همه پراکنده اند.برخی مانند نگهبانان خاکستری به آسانی قابل شناسایی اند.اما دیگران حقیقت شیطانی خود را از سایرین پنهان می کنند.

آنها تاکنون چهار گوهر پیدا کرده اند؛ یاقوت زرد،نشانه وفاداری،یاقوت سرخ،نشانه شادی،اوپال، نشانه امید،سنگ لاجورد،سنگ بهشتی،که طلسمی قدرتمد است.

برای یافتن سنگ پنجم، آنها باید تقریباً تا مرز سرزمین سایه ها سفر کنند و به کوهستان وحشت افسانه ای بروند.

و اینک ماجرا ادامه دارد.....

خلاصه جلد ششم، هزارتوی هیولا:

لیف شانزده ساله می پذیرد وعده ای را به نجام رساند که گدرش قبل از تولد او داده بود.او به جست و جوی بزرگی دست می زند تا هفت گوهر گرانبها کمربند جادویی دلتورا را پیدا کند.کمربند تنها چیزی است که می تواند سرزمینشان را از ظلم اهریمن نجات دهد.ارباب سایه ها چند ماه قبل از تولد او به دلتورا حمله کرده بود.

گوهر ها دزدیده شدند تا راه برای ورود ارباب سایه ها به دلتورا باز کنند.حالا گوهر ها در سرزمین هایی وحشتناک و با محافظانی وحشتناک تر پنهان شده اند.لیف همراه با باردا به راه افتاده.در راه به دختری یتیم و وحشی بر می خورند و با کمک او به اولین گوهر دست پیدا می کنند.

همسفراندر طول سفرشان متوجه می شوند که یک گروه مقاموت سری علیه ارباب سایه ها تشکیل شده است.دووم مرد مرموز رهبر گروه زخمی بر چهره دارد و یک بار همسفران را از اسارت نگهبانان خاکستری نجات داده است.

آنها تا به حال پنج گوهر را پیدا کرده اند؛یاقوت زرد،یاقوت سرخ،اوپال،سنگ لاجورد و زمرد،نشانه شرافت،که قدرت هایش هنوز باید کشف شود.

همسفران از روی نقشه ای که پدر لیف کشیده است به ساحل و به سوی مقصد بعدیشان می روند.هزارتوی هیولا.شتاب و پنهانکاری بسیار مهم است.زیرا ارباب سایه ها از حضورشان آگاه شده و لیف نیز متوجه شده که پدر و مادرش زندانی شده.

خلاصه جلد هفتم، دره گمشدگان:

لیف،باردا و جاسمین به جست و جوی بزرگی دست می زدند تا هفت گوهر گمشده کمربند دلتورا را پیدا کنند.گوهرها، که در مکان های ترسناکی در سراسر سرزمین دلتورا پنهان شده اند، باید روی کمربند دلتورا برگردند تا وارث حقیقی تاج و تخت پیدا شود و به این ترتیب، حکومت ظالمانه ارباب سایه ها پایان گیرد.

تا به حال شش گوهر پیدا شده است؛ یاقوت زرد، یاقوت سرخ، اوپال، سنگ لاجورد، زمرد، لعل بنفش،نشانه حقیقت،موجب تسکین و آرامش می شود.

همسفران متوجه می شوند که یک گروه مقاومت سری به رهبری مردی اسرارآمیز به نام دووم تشکیل شده است.عضو دیگر گروه مقاومت،پسری جوان و همسن و سال لیف به اسم داین است که دست دزدان دریایی اسیر شده است.پدر و مادر لیف هم حالا به زندان افتاده اند.

همسفران که در ترس دائمی از نگهبانان خاکستری ارباب سایه ها و اُل ها، موجوداتی که مدام تغییر شکل می دهند، به سر می برند، حالا باید از رودخانه تور عبور کنند و به آخرین مقصدشان_دره گمشدگان_بروند؛محلی که آخرین گوهر در آنجا قرار دارد؛الماس بزرگ.

و اینک ماجرا ادامه دارد.......

خلاصه جلد هشتم، بازگشت به دل:

لیف، باردا و جاسمین، هفت گوهر گمشده کمربند جادویی دلتورا را پیدا کرده اند.حالا آنها باید وارث حقیقی تاج و تخت دلتورا را پیدا کنند.زیرا تنها وقتی وارث حقیقی، کمربند را به کمر ببندد،می تواند ارباب سایه های اهریمنی راسرنگون و دلتورا را آزاد کند.

پدر و مادر لیف،که حالا در شهر دِل زندانی هستند، به لیف گفته بودند که شانزده سال قبل، هنگام ورود ارباب سایه ها، وقتی آنها به شاه اِندون و ملکه شارن کمک کردند تا از شهر بگریزند، مخفیگاهی برای آن زوج سلطنتی و طفل در راهشان در نظر گرفتند. اما همسفران فهمیده اند که این نقشه شکست خورده است.زیرا مردم جادویی تورا سوگند وفاداری کهنشان را زیر پا گذاشته و به آن زوج پناه ندادند.اهالی تورا به دره گمشدگان تبعید شده اند و مخفیگاه خانواده سلطنتی نیز نامعلوم است.

دووم، رهبر جدی و مرموز گروه مقاومت، در حالی همسفران را ترک کرد که آنها به هشدار او توجه نکردند و به دره گمشدگان رفتند.داین،یکی از مبارزان همسن و سال لیف است،نیز برخلاف میلش همراه همراه دووم رفت. حالا دره گمشدگان از جادوی اهریمنی آزاد شده است.اما لیف، باردا و جاسمین نمی دانند از کدام راه بروند.آنها باید وارث را پیدا کنند، اما نمی دانند چطور، و خادمان ارباب سایه ها یعنی نگهبانان خاکستری و اُل های ترسناکی که تغییر قیافه می دهند و پرندگان عظیم الجثه کرکس مانندی که آق بابا نام دارند، به دنبال همسفران هستند.

و اینک ماجرا دارد.........

خلاصه مجموعه دوم، سرزمین سایه های دلتورا؛

خلاصه جلد اول، غار وحشت:

هزاران هزار نفر از مردم دلتورا در سرزمین سایه ها به بردگی گرفته شده اند.حالا مردم انتظار دارند که لیف،باردا و جاسمین آنها را به خانه برگردانند.اما آنها نمی توانند کمربند را از مرز دلتورا خارج کنند زیرا همه ی آنها از بین خواهن رفت.آنها باید از زیر زمین به سمت سرزمین سایه ها روند.آنها در ادامه می فهمند که سرزمین سایه ها همیشه تاریک نبوده است.آنها می فهند که مردم قبلی این سرزمین حال زیر زمین زندگی می کنند و مردم آنها را دیو صدا می زنند.آنها در سه جزیره زندگی می کنند.جادویی دارند که می توانند ارباب سایه ها را در زمین خودش شکست دهد.....

خلاصه جلد دوم،جزیره توهم:

لیف،باردا و جاسمین فهمیده اند که سرزمین سایه ها، در روزگاران کهن سرزمین جادویی پیرا بوده است؛کشوری زیبا با جادویی بسیار قدرتمند بنام؛ فلوت پیران.

فلوت در گذشته نمی گذاشته است که سایه ها وارد سرزمینشان شود اما ارباب سایه ها آن را با حیله سه قسمت کرد.حال هر قسمت دست یکی از گروه های دیوهاست.لیف و باردا و جاسمین حال آن را نیاز دارند.آنها یک قسمت را بدست آورده اند.حال آنها باید به جزایر توهم روند.................

خلاصه جلد سوم،سرزمین سایه ها:

لیف، باردا و جاسمین با کامل شدن فلوت پیران و با همراهی پسری از جزیره آخر دیوها به سمت سرزمین سایه ها راه افتاده اند.آنها باید در سرزمین سایه ها و در جایی مناسب فلوت را بنوازند تا بتوانند از عنصر غافلگیری استفاده کنند.اما آنها در سرزمین خودشان با دشمنان مشکل داشتند حال چگونه می خواهند در سرزمین دشمن با آنها بجنگند؟دشمن پروژه هایی عجیب دارد...موجودی ساخته که می توانند هر کسی را تحت فرمان خود درآورند...آنها در سرزمین سایه ها با چند متحد قدرتمند آشنا می شوند...حال آنها بایند مردم اسیر شده ی دلتورا را به خانه برگردانند...

خلاصه مجموعه سوم، اژدهایان دلتورا؛

خلاصه جلد اول، لانه اژدها:

همه در دلتورا فکر می کنند که اژدهایان ناپدید شده اند.اما لیف می داند که این حقیقت ندارد_ و حالا زمانش رسیده تا اژدهایان را پیدا کنند.

ارباب سایه های اهریمنی چهارم مخلوق شوم و جادویی اش را چنان ماهرانه در دلتورا پنهان کرده که تنها شجاع ترین قهرمانان می توانند آنها را پیدا کنند.

لیف و همسفرانش، باردا و جاسمین، باید تلاش کنند تا ریشه های این جادو را پیدا و آنها را از بین ببرند.تنها سرنخشان،تکه ای از نقشه ای کهن و تنها امیدشان،یاری هفت متحد باورنکردنی؛آخرین اژدهایان دلتورا.

خلاصه جلد دوم، دروازه سایه:

شاید ارباب سایه ها از سرزمین دلتورا بیرون رفته باشد،اما فراموش نشده ست.افکار پلیدش به شکل چهار خواهر باقی است و به شکل عده ای جاسوس حیله گر که برای بازگرداندن ارباب سایه ها به قدرت،از هیچ کاری رویگردان نیستند.

لیف،باردا و جاسمین اولین خواهر را پیدا و نابود کرده اند.حالا باید دومین خواهر را پیدا کنند که در کوهستان های خطرناک مرز سرزمین سایه ها پنهان است.آنها در مسیرشان به وجود شیادان نقابدار،خانه به دوشان خبیث و دزدان تردست پی می برند،که هر کدام برای خود اسرار و برنامه هایی دارند. سه قهرمان برای رسیدن به دروازه و از پا درآوردن خواهر شمال_محافظ وحشتناک مرموز_ باید به حیله متوسل شوند و از قدرت و کمک اژدهایان استفاده کنند.

خلاصه جلد سوم، جزیره مردگان:

لیف،باردا و جاسمین با کمک جادوی اسرار آمیز آخرین اژدهایان دلتورا، دو خواهر از چهار خواهر_ موجوداتی تحت فرمان ارباب سایه های اهریمنی_ را که دلتورا را مسموم کرده اند، را پیدا و کشته اند.

اکنون،ماجراجویان با آگاهی از اینکه زمان مردم قحطی زده دلتورا رو به پایان است، با شتاب به سوی هدف بعدیشان، به سواحل هولناک غرب می روند.

ارباب سایه ها از جست و جوی آنها با خبر می شود و به نحوی از حرکت آنها اطلاع دارد.خطر های وحشتناکی از حال و گذشته در کمینشان است.و هولناک ترین خطر در مخفیگاه موجودی مخوف، در جزیره مردگان متروک در انتظارشان است.

خلاصه جلد چهارم، خواهر جنوب:

لیف،باردا و جاسمین با کمک آخرین اژدهایان دلتورا، سه خواهر از چهار خواهر_موجوداتی تحت فرمان ارباب سایه ها_ را که سرزمینشان را مسموم می کنند را پیدا و از بین برده اند.جست و جوی آنها در شهر دل به پایان می رسد،جایی که خواهر جنوب پنهان شده است.

شهر دل زادگاه لیف، باردا و جاسمین است،اما آنجا از وقتی آنها آن را ترک کرده اند، تغییر زیادی کرده است.اکنون ترس خیابان های شهر را فراگرفته، خیانت در پسِ چهره های خندان مخفی شده است، و اهریمن در قصر پرسه می زند.سه همسفر در حالی که با ترس های خود رو به رو می شوند می دانند که راه بازگشت ندارند.زیرا در سرزمین سایه ها، ارباب سایه ها در انتظار پایان وحشتناک این جست و جو، شادی می کند....



|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








بک لینک در 550 (وبلاگ و وبسایت) با اتوریتی بالا

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نويسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تبلیغات متنی
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)